مهرنوش اخوان صابر مترجمان مهر

 

 

روزی روزگاری زبان دوم، زبان دیگری غیر از شیرین‌بیان فارسی. به اجبار مدرسه زبان انگلیسی انتخاب شد و البته که به گمانم آسان‎ترین است، حتی نسبت به فارسی. همیشه 20 می‌گرفتم و اکنون بیست و اندی سال است که به آن مشغولم. بین تدریس و ترجمه بر آن شدم ترجمه کنم تا بیشتر و بیشتر از آن بیاموزم؛ اما مترجم بی‌علم به چه ماند؟ مترجمی که نداند در دستور زبان مادری‌اش چه می‌گذرد، چگونه بنویسد که رسا و رها و گویا باشد. پس نوشته‌هایم را به علم نگارش و درست‌نویسی ویراستم و مادربزرگ‌گونه خواستم نصیحت کنم که مترجمِ نازنینم، اول‌ویراستار نوشته‌های خودت باش. آنگاه بسپارشان به غلتک‌های جوهر و تماشاگرِ دست‌به‌دست‌شدنشان باش بین آنها که روی قلم قسم ‌می‌خورند که به راستی و درستی می‌نویسد و می‌آموزد.
این بود که شدم مترجمِ ویراستارِ ناشر.

آن سال‌ها که ترجمۀ کتاب و مقاله برای دانشجویان انجام می‌دادم، همواره سودای دیدن نامم را بر جلد کتابی داشتم و به آن فکر می‌کردم. ایام به تمرین و ممارست بر ترجمه گذشت تا با آگهی جذب مترجم در نشر روبه‌رو شدم. چندسالی در نشر و چند سالی در دارالترجمه گذراندم و بعدها برای به‌روزکردن دانسته‌های ویراستاری‌ام با گروه ویراستاران آشنا شدم. چندین کارگاه برای این گروه وزین در اصفهان برگزار کردم.
تحصیل در رشتۀ زبانشناسی باعث آشنایی‌ام با دوستان زبانشناس شده بود و همراه آنها بر آن شدیم مؤسسه‌ای تأسیس کنیم. کارهای اداری و جلسه‌های معارفه و تشکیل مؤسسه زیر نظر اداره کل ارشاد اسلامی انجام شد و مترجمان مهر آپادانا پدید آمد.
با ترجمۀ نخستین کتابم «آقای ریسک» تصمیم گرفتم حق مالکیت خود بر کتاب‌هایم را خودم داشته باشم. نومترجمان همواره دغدغۀ چاپ‌نشدن کتابهایشان یا ازدست‌دادن متن‌هایشان را دارند؛ پس باز تصمیم جدیدتری گرفتم. نشر مترجمان مهر راهی شد تا کتاب دوم خود «آقای بازار» را خودم چاپ کنم و شعارم همواره کمک به تازه‌واردان در بازار تألیف و ترجمه شد که اگر متنی در دست دارند و آن سودای چاپ در سر، با برچسب تازه‌کار بودن از بازار چاپ جانمانند. اکنون که بیش از بیست جلد کتاب برای این افراد چاپ کرده‌ام و نامشان را در کتابخانۀ ملی ایران به ثبت رسانده‌ام، به راهی که انتخاب کردم می‌بالم.
مشارکت در برگزاری نخستین گردهمایی بانوان کشور، در روز 24مهر1404، در دبیرستان صفورای اصفهان و دیدن شادمانی بیش از 1200 بانوی دانش‌آموختۀ دهۀ بیست تاکنون و معلمان نازنین چهار دهۀ گذشتۀ این دبیرستان، افتخاری است که در کنار دوستانم در انجمن دانش‌آموختگان صفورا بر کارنامه‌ام افزودم.
گام‌های بلند در جهت سربلندی بانوان ایرانی در دوردست دید من و همۀ ایرانیان پرتلاش این سرزمین است.